هرکسی که تا به حال نسبت به امنیت سرمایه گذاری در cryptocurrency شک و تردید داشته باشد ، بدترین سوء ظن های خود را توسط “تأیید می کند”کیف پول، “یک تریلر باهوش و مشکوک در مورد سه هوشیار طبقه کارگر مصمم بود که سرمایه گذاری های خود را از یک کلاهبردار غیر اخلاقی بازیابی کند. درست از ابتدا ، کارگردان هودیرن علاقه ریشه ای به انتقامجویان خودآموز خود ایجاد می کند ، حتی به عنوان (همچنین از ابتدا) مشخص است که آنها در راه هستند ، از روی سرشان راه می روند و با پیشرفت طرح پایین می روند.
ما با بیلی (رائول کاستیلو) ، یک پیچ و خم نامشخص آشنا شده ایم ، در حالی که او با صدای بلند به سایر مشتریان در نوار کارائوکه برکشیر اعلام می کند که او “از زمان توقف بازی به دنبال رمزنگاری است” ، و این سرمایه گذاری می کند که سرمایه گذاری وی در ارز به نام لاله به هیچ وجه نمی رود. اما این واقعاً نیست ، پس از قول دادن دختر خردسالش (جوآنا سیلوی وینیگ) که به زودی به اندازه کافی برای خرید خانه جدید که می تواند گاه و بیگاه از مادرش بگذرد ، به اندازه کافی می تواند به اندازه کافی باشد.
بنا بر گزارش ها ، چارلز هگل ، مغز متفکر لاله (که با اندازه گیری کامل استکبار دلپذیر توسط جاش برنر بازی شده است) در کنیا درگذشت و تمام رمزهای لازم لازم را برای دسترسی به حساب های بسیاری از سرمایه گذاران خود با خود برد. بیلی نه تنها شکسته است ، بلکه می یابد که وی با کسری ۴۲۱۶۳ دلار در حساب لاله ای که از آن قفل شده است ، اعتبار دارد. دام (تونی کاوالرو) ، بهترین دوست ، مربی هنرهای رزمی و قربانی لاله های لاله ، در وضعیتی نسبتاً لرزان قرار دارد – او قصد داشت از سود رمزنگاری خود برای تأسیس دوژوی خود استفاده کند – اما فلسفه پاسیفیستی او وسوسه می کند. حداقل برای مدتی.
آنجاست که اوا (خربزه دیاز) وارد می شود. بیلی بدون اینکه واقعاً با او ملاقات کند ، با او در “بیش از یک سال” با او ارتباط برقرار کرده است ، اما اصرار دارد که او قابل اعتماد و شاید مهمتر از یک هکر در سطح جهانی باشد. او به راحتی از طریق شیکان هگل می بیند – او آگاهانه خاطرنشان می کند که گواهی های مرگ جعلی کنیا به راحتی به دست می آید – و با کمی کار کارآگاه آنلاین بیشتر ، تعیین می کند که مغول به نظر می رسد که در یک عمارت منزوی در فاصله رانندگی پنهان شده است. او پیشنهاد می کند که او ، بیلی و دام “به شکار نهنگ” بروند و هگل را وادار به بازگشت وجوه به هر سرمایه گذار متلاشی کنند. یا او در بیان این است: “ما رابین هود که گه می کنیم.”
این یک طرح نیمه پخته است ، البته ، اما زیبایی عملکردهای کاملاً متعهد توسط کاستیلو ، کاوالرو و دیاز این است که ، در حالی که شخصیت های آنها ممکن است تیزترین چاقو در کشو نباشد ، اما آنها به دور از احمق هستند و بسیار نزدیک به حیله گری هستند. شما می توانید باور کنید که این افراد ناامید می توانند خود را متقاعد کنند که علی رغم عدم تخصص جنایی و شانس طولانی علیه آنها ، با برنامه بازی تهاجمی خانگی خود موفق می شوند.
در اینجا و در آنجا فیلم های دیگر تهاجم در خانه وجود دارد – و گره ای در جهت “یک برنامه ساده” سام رایمی – اما “کیف پول سرد” (که به عنوان فیلمی “ارائه شده توسط استیون سودربرگ” صورت می گیرد) به ضرب و شتم طبل خود راه می رود. هودیرن ، که از فیلمنامه ای که با جان هیبی همکاری می کرد ، کار می کند ، تعلیق را با عروسک های کمدی جت سیاه و سفید ، به ویژه هنگامی که سه گانه برای خرید سلاح از یک فروشگاه اسلحه بازدید می کند ، و با یک منشی دلهره روبرو می شود که مشتاق فروش آنها “همان (نوع) اسلحه ای است که جان ویک از آن استفاده می کند.” (او همچنین نوع دیگری از سلاح گرم را به اوا می رساند: “اگر شما برای برنامه پاداش ما ثبت نام کنید.) Beretta در حال فروش است.”) بعداً ، بعد از اینکه آنها به نوعی موفق شدند به عمارت هگل بپردازند ، بی اعتمادی مکرر DOM برای انجام آسیب های بدنی هگل (حتی در هنگام بازجویی از این هوادر) به یک دستمزد در حال اجرا تبدیل می شود که احتمالاً می تواند شغلی را بدست آورد.
از طرف دیگر ، هگل به طور جدی (و به طور غیر منتظره) صادقانه به نظر می رسد وقتی اصرار دارد که او “کیف پول سرد” را با او ندارد (یک دستگاه ذخیره سازی آفلاین که در آن اطلاعات می تواند از چشمان کنجکاو پنهان شود) که به او امکان انتقال وجوه را می دهد. نه تنها این ، بلکه او ادعا می کند که چنین انتقال فرومایه باعث هشدار دهنده همدستان و فدرال های خود می شود. مهاجمان خانگی داستان او را خریداری نمی کنند و هگل را مجبور نمی کنند با یک دستیار (Genevieve Adams) تماس بگیرند و او را تا صبح به او تحویل دهند تا محتویات جعلی یک جعبه رسوب ایمنی در جزایر کیمن را به او تحویل دهد.
بنابراین ، سفر شبانه طولانی به روز پرش می شود ، زیرا “کیف پول سرد” دائماً این احتمال را آویزان می کند – نه ، این احتمال را ایجاد می کند – که ممکن است هر لحظه اتفاق وحشتناکی رخ دهد ، مگر اینکه در ابتدا اتفاق بدی رخ دهد.
سینماتوگرافی تحریک آمیز الیور میلر یک دارایی ارزشمند است ، در هر دو صحنه که در خارج از مکان های زمستانی و فضای داخلی کلاستروفوبیک عمارت هگل قرار دارد. و به استفاده ظریف از موسیقی ناسازگار توجه داشته باشید. از نزدیک گوش دهید ، و می توانید سویه های “شب خاموش” را به عنوان بیلی ، دام و اوا از طریق برف به سمت محل زندگی هگل بشنوید.
چگونه تمام می شود؟ بدون بازی کردن بازی: آنقدر عجیب و غریب است که اگر در خانه تماشا می کنید ، ممکن است وسوسه شوید که بلافاصله دوباره کل فیلم را تماشا کنید ، فقط برای درک بهتر اینکه چقدر همه چیز بی امان به آن فینال منتهی می شود.
لینک منبع